ميرزا خانلرخان
267
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
حاكم قائن مىگيرد و ماليات گوسفند و شتر را و سرانه را نايب حاكم تون مىگيرد . و در هريك از اين دو قريه نايبى از جانب حاكم طبس هست و نايبى از جانب حاكم قائن . معايب اين وضع حكومت بسيار است و دليلش را خدا فرموده است كه « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » « 1 » تا فى الحقيقه امور رعيت اين دو قريه ، در كمال فساد است كه چه جنگها ميانهء دو جور رعيت شده و چه قتلها از يكديگر كردهاند و هم بستوهند . اهل هردو قريه بخصوص اهل خور ، پيش من تظلم كردند و بسيار الحاح كردند كه حالت آنها را به عرض اولياى دولت عليه برسانم . بلكه اين شركت و استيلاى دو حاكم را از آنها بردارند تا رفع اختلاف و خسارت از آنها بشود . هنگام مأموريت و عزيمت اين سفر ، در باب تشاجر امير قائن و حاكم طبس بر سر خور ، فرمايشى به اين بندهء درگاه شده بود كه تحقيق بكنم . از امير قائن دليل ادعاى او را جويا شدم . بعضى افراد جمعبندى قديم كه مىگويند از ايام « نادر » « 2 » است ، بيرون آورد . آنجا خور را جزو خوسف و محال قائن نوشته بودند . بعضى ارقام و احكام هم از مرحوم فرمانفرما « 3 » والى خراسان و مرحوم قوام الدوله « 4 » و جناب نظام الملك « 5 » بيرون آورد كه خور را جزو
--> ( 1 ) - لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ . آيهء 22 از سورة الانبياء . ترجمه : اگر در آن دو معبودانى جز خدا بودند البته ( هردو ) تباه مىشدند . پس پاكى خدايراست ، پروردگار عرش ، از آنچه وصف مىكنند . ( 2 ) - مقصود نادر شاه افشار است ( 3 ) - فريدون ميرزا فرمانفرما در سال 1270 ق بجاى سلطان مراد ميرزا حسام - السلطنه به ايالت خراسان منصوب شد و در سال 1272 ق در مشهد درگذشت . ( 4 ) - ميرزا محمد مستوفى قوام الدوله پسر ميرزا محمد تقى قوام الدوله آشتيانى از مستوفيان بود . در سال 1265 ق به وزارت سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه به خراسان رفت . در سال 1268 ق ملقب به قوام الدوله گرديد . بار دوم در سال 1272 ق پيشكار والى خراسان شد . در سال 1276 ق به فرماندهى قشون خراسان به جنگ تركمانان به مرو رفت و پس از شكست افتضاحآور به تهران آمده ، پس از تقديم پيشكشيهاى فراوان مورد عفو شاه قرار گرفت . ( 5 ) - ميرزا كاظم خان نظام الملك ( 1246 - 1307 ق ) پسر ارشد ميرزا آقا خان -